|
براي عزيزانمان «مسعود مولايي» ،« محمود قديمي» ، «مهدي مرزباني» ، «فرشاد احسانپور » و «احسان شهبازي» كه عاشقانه برفراز اشترنكوه آرميدند و براي آنان كه ۲۶و ۲۸آذر ۸۴ به سوگشان نشستند: زندگی یعنی خطر، زندگی یعنی خطر پذیری ، زندگی یعنی رفتن از شناخته به ناشناخته ازقله ای به قله ی دیگر، صعود به قله های بکر ، حرکت برپهنه ی دریای ناشناخته بی هیچ نقشه ای بی هیچ راهنمایی تنها در این هنگامه است که زندگی پرشوری خواهی داشت و تنها در این گیر و دار است که در خواهی یافت زندگی چیست؟ و مـا ، در جستجوی معنای زندگی ، کوه را برمی گزینیم می خواهیم پایــمردی، استواری و صلابت را از کوه بیاموزیم. دستی آشنا ما را در گرمای تابستان و در سرمای جانفرسای زمستان تا قلــه های کوه می برد.آن بالا انگار عالـم دیگری است.آنجا تمام دغدغه ها را از یاد می بریم و آرامش از دست رفته مان را همچون کودکی که از مادرش دور بوده در آغوش کوه باز می یابیم. آری می خواهیم معنای زندگی را در کوه بیابیم و همواره دیدار او را در سر داریم. می گويند مرگ به زندگی زیبایی می بخشد احسان و محمود در جستجوی معنای زندگی به زندگیشان زیبایی بخشیدند. و مهدی، فرشاد و مسعود اين كوهمردان بي ادعا نيز در جستــــجوی زنده دیدن همنوردانشان در دل اشترانکوه به نحوی دیگر به زندگیشان زیبایی بخشیدند. آری آنها رفتند و با رفتنشان توانستند زندگی را زندگی کنند. رفتن ناگهـــانی آنها برای همه ی ما دور از ذهــن بود اما حادثه تلخ رفتنشان چیزی نیست که به راحتـی فراموشمان شود. ماندگاری آنها نه به این تلاشهـا و نگاشته های کوتاه ونــه در اذهان میرای مــاست. آنچه کردیم باشد برای تسلای خودمان و شادی ارواح آنها که حق آنها بر ما بیش از این یادها وخاطره هاست. احسان ، محمود ، مهدی ، مسعود و فرشاد ! شما اکنون در میان بازوان قدرتمند خداوند آرمیده اید مأمن زیبایی دارید .اما نبودتان اینجا بین ما ، صعب و طاقت فرساست ..... محل وقوع حادثه ي تلخ آذر ۸۴ اشترانكوه - كول جنو + نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385 9:45 توسط ری را |
به صداهاي دور گوش مي دهم از دور به صداي من گوش مي دهند من زنده ام ! فرياد من بي جواب نيست قلب خوب تو صداي فرياد من است مرغ صدا طلايي من در شاخ و برگ خانه ي توست نازنين جامه ي خوبت را بپوش عشق ما را دوست مي دارد من با تو روياهايم را در بيداري دنبال مي گيرم من شعر را از حقيقت پيشاني تو در مي يابم با من از روشني حرف مي زني و از انسان كه خويشاوند همه ي خداهاست با تو من ديگر در سحر آرزوهايم تنها نيستم. كرمانشاه – ثلاث باباجاني خرداد 85 + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 9:29 توسط ری را |
|