|
هيئت كوهنوردي استان كرمانشاه با همكاري جمعي از كوهنوردان اين استان در نظر دارد به مناسبت روز جهاني كوهستان و سالگرد حادثه ديدگان كل جنون نمايشگاه عكسي را با عنوان انسان: كوه: طبيعت برگزار نمايد زمان برگزاري نمايشگاه: ۲۵ آذر لغايت ۱ ديماه ۸۵ مكان: كرمانشاه ۲۲ بهمن سي متري دوم- چهار راه آل آقا سازمان تربيت بدني استان كرمانشاه شرايط ارسال آثار: ۱- عكسها در يكي از قطع هاي ۱۶×۲۱ ، ۲۰×۲۵ ، ۳۰×۴۰ باشد ۲- هيچ محدوديتي در زمينه آنالوگ يا ديجيتال بودن عكسها ي ارسالي نيست . ۳- پس از پايان نمايشگاه عكسها عودت داده مي شود ۴- عكسها قاب گرفته يا پاسپارتو شوند كليه علاقمندان شركت در جشنواره مي توانند عكسهاي ارسالي خود را تا ۱۰آذر ماه به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند . ضمنا علاقمندان جهت اطلاعات بيشتر مي توانند با ادرس ايميل من در ارتباط باشند به سياوش ، علي و سايردوستان در مورد سوالهايي كه پرسيده بودن: ۱- يه جوري اين 3 تا موضوع رو(كوه انسان طبيعت) به هم مرتبط كن كار سختي نيست و چه چيزي زيباتر از طبيعت و كوه (كوهها نشنون!) ۲- اگه شما يا ساير دوستان خواستيد عكسهاتون بفرستيد من يه آدرس بعدا مي دم كه به اون آدرس عكسها ارسال بشن ۳- به ۳ عكاس برتر جوايزي به رسم ياد بود اهدا مي شود و از تمامي شركت كنندگان تقدير به عمل مي آيد ۴و ۵- هيچ گونه محدوديتي در مورد تعداد عكسها ي ارسالي نيست و هر چند عكسي كه به دبيرخانه جشنواره فرستاده شوند توسط هيات داوران در مرحله اول داوري شده و عكسهاي بهتر جهت نماشي در نمايشگاه آماده مي شوند و از بين همه ي عكسهاي حاضر در نمايشگاه آثاريبه قول معروف بهتر تر انتخاب مي شوند ۶ – در مورد اينكه خودم هم شركت مي كنم يا نه نمي دونم شركت كتم يا نه؟؟؟ هنوز نتيجه نگرفتم و لي اگه شركت كنم به همراه عكسهاي 5 تا عزيز كه نمايشگاه به خاطر اونا برپا شده (حادثه ديدگان كل جنون ) به صورت افتخاري شركت مي كنم يعني هيچ گونه داوري در مرحله دوم (اهداي جوايز)از عكسها ي من نخواهد شد البته عكسهاي من كه ارزش انتخاب و. جايزه و اينجور حرفا رو ندارن.....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 7:53 توسط ری را |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 10:27 توسط ری را |
سلام به همه ی دوستای خوبم که توی مدت نه تونستم به وبلاگاشون سربزم و نه تونستم واسشون آف بزارم اما تا دلتون بخواد سرم شلوغ بود باور کنید وقت سر خواروندن هم نداشتم تو خونه که منم و یه عالمه کتاب و جزوه و درس اما دریغ از خوندن حتی یکیشون تو این مدت!! سر کارهم بخاطر جشن ملی بیستون رفتنم با خودم بود و برگشتنم با خدا! هرچند که توی هفته ،هفته ی پرکاری رو داشتیم اما اون 4 روز تعطیلی رو یادتون میاد؟ روز اولش که عید بود روز دوم هم روز بعد از عید هوا هم خیلی بارونی بود فرصتی نشد که بتونم بزنم به .... (کوه) در همین روز طی تماسی که انجمن کوهنوردان ایران با من داشتن خبر دادن که هفته ی آینده یعنی 5 شنبه ۱۱وجمعه ۱۲ آبان دومین جشنواره گزارشهای کوهنوردی در آکادمی ملی المپیک برگزار می شه و گزارش من هم یکی از گزارش های منتخب بخش مکتوب اعلام شده. اما جشن ملی رو چیکار کنم که تاریخش ۱۲ آبانه!! دقیقا روز بعدش ظهر رفتم سرکار تا ۱۱:۳۰ شب برنگشتم و اما از روز آخر تعطیلات که اون هم از اول صبح تا (تعجب نکنید!!) ۱:۳۰ بامداد خونه برنگشتم چون می خواستم 5 شنبه رو مرخصی بگیرم و جمعه هم جشن ملی نباشم تمام کارهامو می خواستم انجام بدم تا بتونم توی جشنواره شرکت کنم. بعد از تعطیلات تونستم با آقای کاشفی دبیر جشنواره صحبت کنم که یه توضیحاتی رو در مورد انتخاب گزارشهای منتخب که گزارشهای مکتوب از ۷۲ گزارش ارسالی ۲۲ گزارش به عنوان گزارشهای منتخب شناخته شدن و از ۲۰ فیلم و ۱۶ گزارش زنده ارسالی هم به ترتیب 5 فیلم و 5 گزارش زنده برای داوری نهایی و ارایه در این جشنواره برگزیده شده اند خیلی خوشحال شدم اصلا مقام آوردن یا نیاوردن برام مهم نبود همین که تونستم توی اون روزای سخت حادثه کل جنون فقط به نوشتن روبیارم وبا نوشتن این گزارش و اینکه توی اون مدت چه اتفاقایی واسه ی این عزیزا افتاده خودم رو آروم کنم (که البته قسمتهایی از این گزارش در همین وبلاگ نوشته شده و قسمت آخر اون هم هنوز مونده) و اینکه تا این مرحله جشنواره هم راه پیدا کنم برام کافی بود دیگه با جدیت تمام کار می کردم درس خوندن هم تعطیل اما روز ۴ شبنه نتونستم مرخصی بگیرم !!!! به یکی از دوستای خوبم سپرده بودم که روز ۵شنبه بره اونجا یه سر و گوشی آب بده ببینه چه خبره اما.... ۵ شنبه ظهر با منزلشون تماس گرفتم دیدم خونست؟؟؟ گفت که کار داشتم کلی عذر خواهی کرد که نتونسته بره و لی جمعه رو حنماً اونجاست!! خسته نباشه بهش گفتم :که نه خودم امشب راه می افتم میام تهران واقعا عصبی شدم!! من که از هفته ی قبل بهش گفته بودم فقط امروز براش یادآوری کردم!! وای اون روز بر من چی گذشت نمی دونم تا حالا بیستون اومدین یا نه ! از پایگاه تا سر سراب که دیگه خواراکمه از کاروانسرای صفوی می زدم به امامزاده باقر !!! می خواستم همه کارام ردیف باشه تو این مدت هرچند خیلی خسته شدم اما با دیدن کوه زیبا بیستون با اون همه استواری و غرورش منم یاد گرفتم که محکم و استوار وایسم باور کنید با هر بار که به این این شیرین خفته بیستون نازنین نگاه می کردم تموم خستگیهام از تنم بیرون می زدن خلاصه با سپردن بعضی مسئولیتهام به دوستام تونستم ساعت ۲۰:۳۰ برسم خونه تا چمدونم و بستمو حاضر شدم ساعت ۲۱:۳۰ رفتم سمت ترمینال دیگه واقعا باورم شد دارم می رم دومین جشنواره گزارش برنامه های کوه نوردی ..... توی پست بعد گزارش و عکسهای این جشنواره رو می تونید ببینید.... + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 6:33 توسط ری را |
|